تبليغاتX
مترجمی 84

A true friend is someone who reaches for your hand and touches your heart

+ نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 14:5 |

Develop an ear:

Develop an ear means that to learn to listen for something.

Try to develop an ear for idioms on your own

 

Break the news

Break the news means make something known

Example: Samantha and Michael are going to marry, but they haven’t yet broken the news to their parents.

 

Give someone the ax

Give someone the ax means to fire someone

 

+ نوشته شده توسط حجتی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 19:25 |

 

سلام

 بچه ها با این Idiom چطورید؟

follow one's nose

یعنی مستقیم رفتن

مثال:

?Excuse me,where is the nearest gas station -

 !just follow your nose -

+ نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 11:1 |
بچه ها نظرتون راجع به idiom چیه؟

idiom هایی جالب رو با کاربردشون بذاریم تو وبلاگ

البته بگم اصلش پیشنهاد سمانه بود ها...

+ نوشته شده توسط حجتی در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 22:6 |

 

سلام

این ادامه متن قبلی که نوشتم.

 خیلی طولانی بود به خاطر همین خیلی جاهاشو حذف کردم.امیدوارم تا اخر بخونیدش.

نظر هم یادتون نره.

Creation Of Woman

خلقت زن

The Lord replied,Oh,it's not the hands that are the problem

It's the three pairs of eyes that mothers must have!

And that's just on the standard model

خداوند پاسخ داد:فقط دستها نیستند.

مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

تازه به این ترتیب این می شود یک الگوی متعارف برای انها.

The Lord nodded.Yep,one pair of eyes is to see through the closed door as she asks

her children what they are doing even though she already knows

خداوند سری تکان داد و فرمود:بله.

یک جفت برای دیدن بچه ها از پشت در بسته وقتیکه از انها می پرسد چکار می کنید.

در صورتیکه او این را از قبل می داند.

Another pair in the back of her head is to see what she needs to know

And the third pair is here in the front of her head.They are for looking at an errant

child and saying that she understands and loves him or her without even saying a

single word

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که انچه را لازم است بفهمد!!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطا کارش نگاه می کند بتواند

 بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

The angel moved closer and touched the woman,But you have made her so soft,Lord

She is soft,the Lord agreed,but i have also made her tough.You have no idea what

she can endure or accomplish

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند او را خیلی نرم افریده ای.

بله نرم است اما او را سخت هم افریده ام.

تصورش را نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد.

The angel noticed something and reached out and touched the woman's

cheek,Oops,it looks like you have a leak with this model

I told you that you were trying to put too much into this one

That's not a leak,The Lord objected,That's a tear

فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

ای وای مثل اینکه این نمونه نشتی دارد.به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف

 کردید.

خداوند مخالفت کرد:

ان که نشتی نیست اشک است.

what's the tear for?the angel asked.

The Lord said,The tear is her way of expressing her joy ,her sorrow,her pain,her

disappointment,her lonliness,her grief and her pride

The angel was impressed.You are genius,Lord you thought of everything,for women

are truly amazing

women have strengths that amaze men.

فرشته پرسید:اشک دیگر برای چیست؟

خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی,اندوه,درد, نا امیدی, تنهایی, سوگ و

غرورش.

فرشته متاُثر شد.شما نابغه اید ای خداوند .شما فکر همه چیز را کرده اید

چون زنها واقعا حیرت انگیزند.

زنها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.

 

پایان

+ نوشته شده توسط جعفری در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 15:53 |

سلام ... قرمز ها ترجمه ی من هستن، طوسی ها ترجمه ی لیلا... ولی همین اول بگم که به نظرمن متن فارسی خودش از انگلیسی ترجمه شده ( اونم نه چندان خوب)

پی نوشت: متن اصلی روی یه وبلگ بوده که لیلا جان زحمت انتقالشو کشیده

یک پسر کوچک از مادرش پرسید جرا گریه میکنی

A little boy asked his mother" why you cry? "

A little boy asks his mother why you are crying.

مادرش گفت زیرا من یک زن هستم

"Because I am a woman", replied his mother

I am a woman, his mother said

 پسر بچه گفت من نمی فهمم

I can't understand, said the little boy

I don’t understand, said the little boy

مادرش او را در آغوش گرفت و گفت

His mother hugged him and said

His mother holds him and said

تو هیچگاه نخواهی فهمید.

You will never understand

You never will get

بعدها پسر کوچک از پدرشrپرسید :

Thereafter the young boy asked his father:

Later the boy ask his father

چرا مادر بی دلیل گریه میکند ؟

Why mom uses to cry without any reason?

Why mother cry with no reason?

پدرش تنها توانستبه او بگوید:

His father just told him

His father just can say him:

تمام زنها برای هیچ چیز گریه می کنند.

All women use to cry without any reason 

All the women cry for nothing

پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی

The little boy grew older and became a man, but

The little boy grew up and turn to a man, but

هنوز نمی دانست چرا زنها بی دلیل گریه می کنند .

Still, he didn’t know why women use to cry without any reason

He didn’t know why the women cry with no reason, yet

بلاخره سوالش را برای یک فرشته مطرح کرد

At last he asked an angle the question

Until he asked his question an angel

و مطمئن بود که فرشته جواب را می داند .

Sure about the angel could answer

And he was sure that the angle knows the answer

او از فرشته پرسید :

He asked the angel

He asked the angel

چرا زنها به آسانی گریه می کنند ؟

Why women use to cry easily?

Why women cry easily

فرشته گفت :

The angle said

Angel said

خد ازمانی که زن را خلق کرد

When the god created the woman

When God creates the woman

می خواست که او موجودبخصوصی باشد

He wanted her to be a special creature

He wants she be a special creature

 

 

+ نوشته شده توسط حجتی در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 18:14 |
تولد هشتمین امام معصوم امام رضا رو به همه ی دوستان تبریک میگم

+ نوشته شده توسط موسوی در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 23:45 |
از اظهار نظر تون ممنون دوستان

فقط یکی یکی بگید تا بتونم فرصت کنم بخونم

از بعضی از دوستان محترم که بی نهایت ممنون که دست ما بچه مچه هار و گرفتندو حسابی کمک کردند

 

 Ladies & gentlemanشرمنده کردید بابا

 

+ نوشته شده توسط موسوی در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 23:37 |

بنابراین شانه های اورا آنقدر قوی آفریدتا بار همه دنیا را به دوش بکشد

So creates her shoulders as strong that can carry all the words responsibly

و همچنین شانه هایش آنقدرنرم باشد تا به بقیه آرامش بدهد .

Beside creates her shoulders such a flexible to calm down the others

به او یک نیروی درونی قوی داد تا بتواند بچه هایش را به دنیا بیاورد

Gives her a great strength that can born her children

ووقتی آنها بزرگ شدند توان تحمل بی اعتنایی آنها را نیزداشته باشد

And when they grow up she can endure their inattention

به او توانایی داد که شوهرش را دوست داشته باشدو از تقصیرات او بگذرد

He gives her strength that can love her husband and forgive his faults

و همیشه تلاش می کند که جایی در قلب شوهرش داشته باشد

And always try to be in his heart

و او این شعور را دارد که درک کندیک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند

And she has an intelligence to understand that a good husband never hurt his wife

او گاهی اوقات توانایی شوهرش را آزمایش می کند

She sometimes tests her husband's strength

و او نیز این توانایی را دارد که تمام این مشکلات را حل کرده

And she has this ability to solve all of the these problems

و با وفاداری کامل در کنارشوهرش باقی بماند.

And remain loyalty

ودر آخر به او اشکهایی دادم که بریزد

And at the end I give her tears to….???

این اشکها فقط ما ل اوست

These tears are only hers

و هر زمانی که به او نیاز داشته باشد او به هیچ دلیلی نیاز ندارد

And whenever she need there is no need to reason

تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد

That explain why she is crying

فرشته گفت : زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است

The angel said the beauty of a woman is hidden in her eyes

زیراچشمهای او دریچه روح اوست

Because her eyes are the shutter of her soul

و در قلب او جایی که

                                And her heart is the place that

عشق او به دیگران در آن قرار دارد

…………………?????

+ نوشته شده توسط موسوی در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 23:29 |

چرا زنها گریه می کنند ؟

 

WHY WOMEN CRY?

 

 

یک پسر کوچک از مادرش پرسید جرا گریه میکنی

A little boy asks his mother why you are crying.

مادرش گفت زیرا من یک زن هستم

I am a woman, his mother said

 پسر بچه گفت من نمی فهمم

I don’t understand, said the little boy

مادرش او را در آغوش گرفت و گفت

His mother holds him and said

تو هیچگاه نخواهی فهمید.

You never will get

بعدها پسر کوچک از پدرشrپرسید :

Later the boy ask his father

چرا مادر بی دلیل گریه میکند ؟

Why mother cry with no reason?

پدرش تنها توانستبه او بگوید:

His father just can say him:

تمام زنها برای هیچ چیز گریه می کنند.

All the women cry for nothing

پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی

The little boy grew up and turn to a man, but

هنوز نمی دانست چرا زنها بی دلیل گریه می کنند .

He didn’t know why the women cry with no reason, yet

بلاخره سوالش را برای یک فرشته مطرح کرد

Until he asked his question an angel

و مطمئن بود که فرشته جواب را می داند .

And he was sure that the angle knows the answer

او از فرشته پرسید :

He asked the angel

چرا زنها به آسانی گریه می کنند ؟

Why women cry easily

فرشته گفت :

Angel said

خد ازمانی که زن را خلق کرد

When God creates the woman

می خواست که او موجودبخصوصی باشد

He wants she be a special creature

+ نوشته شده توسط موسوی در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 23:28 |

سلام بچه ها من برگشتم

ببخشید یه مدت نبودم راستش و بخواین میومدم مطالبتون رو می خوندم ولی کامنت نمی ذاشتم

ولی این بار می خوام جبران کنم یه پست چند صغحه ای البته غلط گیریش با خودتون

می دونید که بیشتر از این سودام یاری نمیکند

(جا خالی هاش رو هم پر کنید)

 برا اینکه زیاد boring "  " نشه تو دوتا پست می نویسم

+ نوشته شده توسط موسوی در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 23:25 |

بچه ها تیکه ی آخر رو چطوری ترجمه می کنید؟ اصلاً دلم می خواد ترجمه های همه تونو از این تیکه شعر بخونم. لطف کنین و خیلی منتظرم نذارین.

 

کسی نمی آید؟

در انتظار نبودی وگرنه می آمد

در انتظار نماندی

وگرنه می تابید

ستاره ی سحری

 

 

No one is coming

You were not await

Otherwise he would coming

You were not abide

Otherwise the day-star…..

  

+ نوشته شده توسط حجتی در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 12:21 |

 

Did you understand me?

The following is supposedly a true story. To be included, besides being true, the story is most likely strange, weird, surprising, or funny.

Working at a theater box-office ticket window poses many challenges in dealing with people.

When a disgruntled customer at a window exclaimed, "No Tickets?" What do you mean NO TICKETS?"

The women waiting on him smiled sweeting. "I'm terribly sorry, sir," she replied. "Which word didn't you understand?"

+ نوشته شده توسط حجتی در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 22:36 |
با عرض ببخشید مجدد  ،کاربران غیر فعال حذف شدند

(سمانه قهر نکن دیگه)

+ نوشته شده توسط حجتی در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 21:55 |
سلام

بچه ها جقدر بی حالید؟چرا نظرتونو راجع به متنی که نوشتم نمی گید؟ اگه از متن خوشتون اومده بگید تا ادامشو بذارم اگه که نه بگید در این وبلاگو تخته کنن.اصلا من دیگه متن نمیذارم

واقعا اگه وضع اینطوری پیش بره من یکی نیستم.اصلا دیگه انگیزه برا نوشتن ندارم.

+ نوشته شده توسط جعفری در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 22:28 |

Creation of woman

خلقت زن

By the time the Lord made woman,He was into His sixth day of working overtime

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود شش روز می گذشت.

An angel appeared and said

Why are you sepnding so much time on this one

فرشته ای ظاهر شد و گفت:

چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟

And the Lord answered and said

Have you seen the spec sheet on her

She has to be completely washable,but not plastic

خداوند پاسخ داد:ایا دستور کار او را دیده ای؟

او باید کاملا قابل شستشو باشد اما پلاستیکی نباشد.

Have 200 moveable parts,all replaceable

Run on black coffee and leftovers

Have a lap that can hold two children at one time and that disappear when she stands up

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خود جای دهد

 و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

Have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart,and have six pairs of hands

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته درمان کند.

 و شش جفت دست داشته باشد.

The angel was astounded at the requirements for this one.Six pairs of hands

No way! said the angle

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

گفت:شش جفت دست؟! امکان ندارد.

 

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط جعفری در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 17:14 |